براساس آخرين تقسيمات كشوري اين استان داراي 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش و 116 دهستان و مركز آن شهر اصفهان است. شهرستان هاي استان اصفهان عبارتند از اصفهان-اردستان-برخوار وميمه- خيمي شهر- خوانسار- سميرم-شهرضا- فريدن-فريدون شهر- كاشان- فلاورجان- گلپايگان-لنجان-مباركه-نائين- نجف آباد و نطنز- شاهين شهر
جغرافیای استان
استان اصفهان با مساحت 105,937کيلومتر مربع در قسمت مرکزي ايران واقع شده است.استان اصفهان بر اساس آخرين تقسيمات کشوري داراي 17 شهرستان ميباشد که عبارتنداز:اصفهان,اردستان,برخواروميمه, خمينيشهر,خوانسار,سميرم,شهرضا(قمشه), فريدن,فريدون شهر,فلاورجان,کاشان,گلپايگان ,لنجان ,مبارکه,نائين,نجفآبادونطنز. اصفهان ازآنجاکه مرکزاستان ميباشد پرجمعيتترين شهراين استان است. در سال 1375جمعيت اين استان 3,223,255 نفر بوده است که ازاين تعداد74/3 درصد شهرنشينو 25/7 درصد ساکن مناطق روستايي بودهاند. استان اصفهان با قرار گرفتن در مرکز فلات ايران وبه علت گستردگي زياد شامل مناطق متعددکوهستاني وجلگهاي ميباشد.اين مناطق عبارتند از:
ناحيه کوهستاني اردستان
ناحيه کوهستاني شمال شرقيوشرق که شهرستان نطنز در (دامنه بلندترين) قله آنقراردارد.
ناحيه کوهستاني غرب
که شهرستانهاي فريدن وفريدون شهر رادر برميگيرد.
ناحيه جلگهاي
که از آبرفت زاينده رود به وجودآمدهاست وجنوب شرقي اصفهان رادربرميگيرد.
با توجه به موقعيت هاي جغرافيايي وطبيعي آب وهواي اين استان نيز متغيرميباشد.هرچند که اين استان به طور کلي داراي آب وهواي معتدل خشک است امابا توجه به فاصله نسبت به ناحيه کوهستاني غرب ودشت بياباني (کوير) در شرق وجنوب شرقي ميتوان آن را به 3 منطقه آب وهوايي تقسيم نمود.اين مناطق آب وهواي عبارتند از:
آب وهواي بياباني
که نائين,بيابانک وانارک تا شمال اردستان رادر برميگيرد.
آب وهواي نيمه بياباني
که شهرستان اصفهان رادر برمي گيرد.
آب وهواي نيمه مرطوب سرد
که در برگيرنده غرب و جنوب غربي استان است.
بر اساس گزارشهاي سازمان سينوپتيک حداکثر درجه حرارت اصفهان 40/6 درجه سانتيگراد و حداقل درجه حرارت آن 10/6 درجه سانتيگراد ومتوسط درجه حرارت سالانه 16/7 درجه سانتيگراد ميباشد.تعدادروزهاي يخبندان اين استان 76 روز ومتوسط ميزان بارندگي 116/9 ميليمتر است .
جذبه هاي جهانگردي استان اصفهان به علت شرايط جغرافيايي آنجا کمتر از استانهاي ديگرهمچون گيلان ومازندران وآذربايجان ميباشد .اما برخي از مناطق خاص اصفهان داراي جاذبه هاي توريستي هم از ديدگاه ملي وهم از ديدگاه محلي ميباشد.اصفهان با داشتن بيش از 12 پارک جنگلي ومناطق حفاظت شده چندين چشمه آبشار وباغهاي ميوه پربار وتازه وتفريگاههاي تابستاني جذاب شرايط مناسبي رابراي اوقات فراغت بوميان وهمچنين جهانگردان فراهم ميآورد .بزرگترين رودخانه فلات مرکزي ايران, زايندهرود , از اين استان عبور ميکندوبسيار چشم اندازهاي جالبي راايجاد ميکند. امکانات تفريحي هم بر روي زاينده رود جايي که در اصفهان جريان دارد وهم نزديک سدبزرگي که 117 کيلومتر ودر جنوب شهر ميباشد وجود دارد.
مهمترين جذبههاي توريستي استان اصفهان بناهاي معماري وتاريخي به ويژه در شهراصفهان ميباشد که اکثرامتعلق به زمان صفويه وسلجوقيه ميباشد.بيشتر اين بناهاي تاريخي داراي ارزش بين المللي ميباشند که انعکاس دهنده فراز ونشيب تاريخي وباستاني آنجا در اين سرزمين ميباشد.از ميان اين بناها ميتوان به برخي از آنها از قبيل عمارت عالي قاپو,کاخ چهل ستون ,سي وسه پل ,پل خواجو,پل شهرستان,منارجنبان,بازاراصفهان وکاشان, ميدان امام (نقش جهان),خانه بروجرديهاو دهها مکان با ارزش معماري وتاريخي در تمامي نقاط استان پراکنده شدهاند که هر يک از آنان تا آنجا که هنر وزيبايي حائز اهميت است منحصر به فرد وچشمگير ميباشند.
ديگر محلهاي توريستي استان مکانهاي مذهبي وساختمانهايي است که با قدمتشان در استانپراکنده شده اندو سالانه تعداد زيادي زائر وتوريستهايي را که با آنان روابط معنوي دارند به سوي خود جذب ميکنند. به علاوه برخي از اين مکانها به عنوان يادگارهاي مهم وباارزشي از گذشته انعکاس دهنده ميراث گرانبهاي مذهبي وفرهنگي ساکنين اين منطقه در دورههاي متفاوت تاريخي ميباشد. در بين آنها مسجد جامع ,مسجد امام ,مسجد شيخ لطف اله مدرسه چهارباغ ودهها امامزاده وزيارتگاه وآرامگاه چهرههاي درخشان را ميتوان خاطر نشان نمود.
استان اصفهان از زمانهاي خيلي پيش محل سکونت افراد متفاوت بودهاست از جمله آرياييها,سمتيک,ترکها,ارمنيها,وگرجستاني هايي که تحت تاثير فرهنگ ايراني بودهاند. فعاليتهاي فرهنگي اين افراد که نتيجه رسومات وسنتهاي فراوان اين استان ميباشد شامل مراسم متنوع ,سوگواريها,جشنها,موسيقي و رقصهاي محلي است و عليرغم اين قبيله هاوکوچ نشينان موجود در اين منطقه از جمله قشقايي ,بختياري ,بويراحمديوسميرم بخشهاي اصلي فرهنگ خود را حفظ کردهاند واز آنان دست نکشيدهاند. لذا اين پديده يکي از جذبههاي مهم براي بازديد کنندگاني است که با سبک زندگي قبيلهاي و ديگر ويژگيهاي احتمالي آن آشنا نيستند.
محصولات تولیدی -صنعتی - کشاورزی - خدماتی و مشاغل اصلی استان
پوشاک ، صنایع دستی،ابزار پزشكي و اپتيكي، بازيافت
تجهيزات حمل و نقل، راديو تلويزيون و دستگاههاي مخابراتي
غذايي و انواع آشاميدني، چوب و محصولات چوبي به استثناي مبلمان
كاني غير فلزي، فلزي فابريكي به جز ماشين آلات
كاغذ، فلزات اساسی،منسوجات، كك،ماشينهاي الكتريكي
مبلمان و مصنوعات طبقه بندي نشده ،ماشينهاي طبقه بندي نشده
لاستيکی و پلاستيکی ،وسيله نقليه موتوري تريلر و نيم تريلر
مواد شيميايي ،خدمات فني و مهندسي، شركت هاي كامپيوتري
درباره شهر اصفهان
زيبايي و شكوه آثاروابنيهء تاريخي اصفهان چنان بيننده را مفتون مي سازد كه حتي براي شهروندي كه سالها در كنار اين آثار بديع زندگي كرده است نه تنها خسته كننده نيست بلكه با هر بار مشاهده مكرّر، راز و رمزهاي تازه و شگفتي را كشف مي كند.بي مناسبت نيست كه ((نصف جهانش)) ناميده اند و ازهزار سال پيش اين شهر پذيراي جهانگردان و سياحان بي شماري بوده كه هر يك به زباني عظمت و زيبايي شهر و بناهاي آن را ستوده اند.ناصر خسرو شاعر و يكي از تيزبين ترين جهانگردان عالم كه به خوبي مي دانست از ميان آن چه در سفرهايش مشاهده مي كرد چه مطالبي را بايد انتخاب كند و بنويسد كه خوانندگانش احساس كنند كه شخصاً با او همراه اند و همه چيز را به چشم خود مي بينند دربارهء اصفهـــــانی كه ديــــدار ميکرد مي نويسد : " شهــــری است بر هامون نهاده با حصاري محكم و بسيار بلند محصور شده و دوازده دروازه دارد ....
جويهاي آب روان در تمام شهر حفرشده و خانه هاي آن زيبا و مرتفع اند . مي گويند كه طول حصار شهر اصفهان سه فرسنگ و نيم است . هر چه داخل شهر مي بينم از رفاه و آبادي حكايت مي كند و من هيچ بناي ويراني در آن ند يدم" . ناصر خسرو در جاي ديگر مي گويد : " من درهمه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ند يدم" قصد من اين نيست كه در اين مقدمه آن چه را جهانگردان در توصيف زيبايي هاي اصفهان نوشته اند بازگو كنم و يا به دليل آن كه ((من اين جا زاده شده ام)) و يا به دليل آن كه گنبدها و مناره هاي لاجوردي با نقش و نگارهاي دل انگيز در دل آسمان فرورفته ، براي من که ازكودكي با آنها خو گرفته ام زيبا است اغراق گويي كنم . تنها با نقل سه نمونه مطالبي كه درباره اصفهان ِ1000 سال پيش و400 سال پيش و دوره معاصر نوشته شده است مي خواهم براي خوانندهء عزيزي كه شهر اصفهان را نديده است و يا سالها پيش ديده است ، حال و هواي گذشته و امروزي شهر و آن چه را كه به صورت تصوير درصفحه مانيتور خود مشاهده مي كند مجسم نمايم .
پيشتر نقل قولي ازناصر خسرو ارائه شد و اكنون بخوانيد آنچه كه در چهارصد سال پيش ژان شاردن درباره اصفهان مي نويسد :
از خيابان بزرگي آغاز مي كنم كه مي توان آن را حياط شهر ناميد . خياباني كه زيباتر از آن نه ديده و نه شنيده ام... آنگاه شاردن به توصيف نهر آب وسط خيابان و كوشك ها و تالارها و حجره هاي زيباي وسط باغ مي پردازد كه به قول او با ظرافت بسيار منقش و مطلا شده اند . ديوارها روزنه هايي دارند كه بدون ورود به باغ مي توان از بيرون همه كساني كه در آن هستند و آن چه را كه در باغ مي گذرد مشاهده كرد.
از معاصران نقل قول كوتاهي از نشريهء معماري چاپ لندن(May 1976) اكتفا مي كنيم :
سر دبير نشريه مذكور در توجيه آن كه چرا يك شماره را به توصيف اصفهان اختصاص داده است مي نويسد :
((چرا اصفهان ؟ اصفهان نصف جهان ))
اصفهان يك نيمهء جهان است و اين در زبان فارسي بازتابي است كه بازديد كنندگان آن در دوران عظمت و شكوهي كه تا به امروز باقي است از شگفتي برآورده اند ، اصفهان همانند رم و لنينگراد يكي از بزرگترين شهرهاي جهان است و آن به تنهايي شايستگي لازم را دارد كه يك شماره به آن اختصاص يابد .
با افزايش سريع جمعيت و حاكميت زندگي ماشيني ، شهراصفهان نيز در پنجاه سال گذشته هم گام با ديگر تحولات سياسي و اجتماعي چنان تغيير كرده است كه به درستي مي توان گفت كه اصفهاني كه حتي دربيست سال پيش توصيف مي شد با اصفهان امروز از بسياري جهات متفاوت است . كتابهايي كه اصفهان را به روايت تصوير نشان مي دهند تحول و تغيير اصفهـــــان را گويا تـــر از هــرنوشته اي به تصوير كشيده اند .
صرفنظر از كتاب ارنست هولسترآلماني كتاب ((اصفهان موزهء هميشه زنده)) اثر رضا نور بختيار ، تهران 1993 ، كه نخستين كتابي بود كه با خصوصيات ويژه اي تنها با تصاوير منتشر شد و شماري از كساني كه پيش از 50 سال در اصفهان و در كنار آثار تاريخي آن با توجه و عنايت خاص به آن آثار زندگي كرده بودند اعتراف كردند كه كتاب مذكور مشاهده كنندگانش را به ژرفاي بيشتري در درك زيبايي و ظرافت اين شاهكارهاي بديع معماري و هنر مي كشاند . انتشار كتاب مذكور و استقبال شايان توجهي كه در ميان مردم يافت موجب انتشار چند اثر مشابه به وسيله هنرمندان عكاس مشهور كشور دربارهء اصفهان شد . اكنون به اقتضاي زمان و پيشرفت هاي سريع در توسعهء وسايل ارتباط جمعي الكترونيكي تهيه و انتشار لوحه هاي فشرده براي معرفي هر چه بهتر و آسان تر شهر اصفهان به صورت چند منظوره در دسترس است ليكن هر كسي در اقصي نقاط جهان انتظار دارد كه بتواند اطللاعاتي را درباره شهر اصفهان با شهرت جهاني آن از طريق شبكه هاي جهاني كامپيوتري به دست آورد. هم اكنون چنين اطلاعاتي براي تمامي شهرهاي اروپائي و آمريكايي و غالب شهرهاي جهان در آسيا و آفريقا نيز به وسيله اينترنت قابل دسترسي است و حتي اطلاعـــــات مربوط به برخي از شهرهاي كشورمان نيز به صورتي كه در خارج از كشور تهيه و تنظيم شده است و افزون بر آن كه پاسخ گوي نياز كساني كه مي خواهند بي آن كه به اصفهان بيايند اطلاعات جامعي از آن داشته باشند ، نيست به بازديد كنندگان شهر نيز اطلاعات به روزي را ارائه نمي كند . در سايتي كه ملاحظه مي فرمائيد سعي شده است كه در تحقق اهداف شهرداري ، اصفهان به گونه اي دقيق معرفي شود و به بسياري از پرسش هاي بازديد كنندگان و كساني كه اطلاعات جامعي را طالب اند همراه با تصاوير ونقشه ها اطلاعات جامعي داده شود .
سابقه تاريخي وآثار باستاني اصفهان
اصفهان يكي از شهرهاي مبنايي براي كشور ايران در طول تاريخ بوده وهست اين شهر از معدود مراكز باستانشناسي ارزشمند جهاني وبسياري از آثار باستاني آن در ليست آثار بشري به ثبت رسيده است اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت آن تا اعماق اساطير وافسانه ها ريشه دارد تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان ونوح متصل واز سوي ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد.
اهميت اصفهان به اندازه اي است كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به آن اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن وشكوه ظاهري و باطني آن از پژوهندگاني چون تاورنيه ,شاردن و... به نگارش درآمده ومظاهر تمدن آن همانند سبك معماري ,مكتب فلسفي ومنهج فقهي آن چشمگير است
دائره المعارف بستاني تاريخ اصفهان را از قرن سوم پيش از ميلاد مسيح ذكر كرده است ولي دكتر لطف الله هنرفر در مقدمه كتاب آشنايي با شهر تاريخي اصفهان نوشته است موجوديت تاريخي اين شهر به هزاره سوم قبل از ميلاد هم مي رسد
در هر حال نام اصفهان در ابتدا انزان بوده وسپس به گابيان يا گي تبديل شده است در دوران عيلاميان شعبه اي از مادها به سوي اصفهان رهسپار شدند وبا توجه به اين كه اصفهان تحت تسلط عيلاميان قرار داشت از پيشرفت آنها جلوگيري به عمل آمد
در اين دوران جاده تجارتي كه خليج فارس را به ناحيه اصفهان مربوط مي ساخت به اين شهر اهميت خاصي مي بخشيد ياقوت حموي اصفهان را سواران ناميده كه مشتق از واژه هاي اسپهان وسپاه است احتمالا وجه تسميه اين شهر به دليل وجود پادگان نظامي در آن بوده است
اردشير بابكان بنيانگذار سلسله ساساني اصفهان را به تصرف خود درآورد اين شهر كه محل فرمانروايي يكي از هفت خاندان بزرگ بود با ظهور اسلام در زمان خليفه دوم به تصرف مسلمانان درآمد وپس از اين كه اصفهان اسلام را پذيرفت براي مدتي جي ناميده شد در قرن چهارم هجري مرداويج بنيانگذار سلسله زياري اصفهان را ضميمه تصرفات خود كرد
ركن الدوله ديلمي دو محله مسلمان نشين شهرستان ويهوديه را به همديگر ملحق نمود اصفهان در دوره آل بويه وسلجوقيان پايتخت بوده وآثاري كه از دوره ديالمه وجود دارد مبين اين مطلب است كه درزمان اين سلسله نيز اصفهان كاملا مورد توجه قرار گرفته بود دردوره سلاجقه به ويژه در مدتي كه خواجه نظام الملك وزير دوتن از پادشاهان اين دوره بود اصفهان بسيار ترقي كرد وبعد از فروپاشي سلاجقه واستقرار حكومت اتابكان در نقاط مختلف كشوردستخوش حملات گرديد كه قتل عامهاي دوران مغول و تيمور وهمچنين جهانشاه قره قويونلو از اين نمونه مي باشد وپس از قتل عام تيمور شهر در موقعيت بسيار آشفته اي قرار گرفت
در سال 1000 هجري قمري بدستور شاه عباس اول پايتخت صفويان از قزوين به اصفهان انتقال يافت دراين زمان جمعيت اصفهان به يك ميليون نفر رسيد وبه شدت از نظر مراكز تجاري وفرهنگي ترقي نمود
خيابانهاي وسيع وميدانهاي بزرگ مساجد و كاخهاي سلطنتي بخشي از سيماي شهر اصفهان در اين دوران است به طور كلي آثار مهم تاريخي در شهر اصفهان عبارتند از ميدان امام يا نقش جهان ,عالي قاپو,كاخ چهلستون ,منارجنبان ,مدرسه چهارباغ يا سلطاني ,مسجد امام ,مسجد شيخ لطف الله ,كليسا وگنجينه وانك ,سي وسه پل يا پل الله ورديخان ,پل خواجو وبازار اصفهان
از جمله نقاط ديدني اين شهر مسجد جامع ,سردرقيصريه ,كاخ هشت بهشت ,تالار اشرف ,بقعه بابا ركن الدين ,امامزاده اسماعيل ,هارون ولايت ,مناره چهل دختران ونقاط تفريحي بيشماري از جمله بوستان شهري ملت ,آيينه خانه ,باغ پرندگان وباغ گلهاست
تحقيقات باستان شناسي وكاوشهاي علمي حاكي است يكي از نخستين نواحي مراكز تمدن ومسكن انسانهاي ماقبل تاريخ در اطراف كاشان قرار دارد
بيشترين ابنيه تاريخي وآثار باستاني باقيمانده از فرهنگ وتمدن اسلامي است كه مهم ترين آنها عبارتند از امازاده سلطان علي بن محمد باقر در مشهد اردهال ,بقعه بابا افضل ,مسجد جامع ,قلعه جلالي ,مسجد ميدان ,بناهاي چهل دختران در محله سلطان مير احمد شهر كاشان ,باغشاه فين ,امامزاده سلطان مير احمد ,مدرسه سلطان ,مدرسه آقابزرگ وبقعه شاهزاده ابراهيم
در حال حاضر كاشان يكي از شهرهاي مهم گردشگري استان به شمار مي رود مراسم ديني ,سنتي قاليشويي مشهد اردهال ومراسم مخصوص عطر وگلابگيري منطقه قمصر در فصل بهار از جمله آداب ورسوم آن است
بالاترين رقم صادرات قالي از ايران مربوط به اين شهر است .